نقش هوش مصنوعی در تحول رفتارهای جستوجوی کمک روانشناختی: تحلیل اجتماعی–رفتاری اعتماد، پذیرش و مقاومت کاربران
پژوهش حاضر با هدف تبیین چگونگی تأثیر هوش مصنوعی بر رفتارهای جستوجوی کمک روانشناختی و تحلیل فرایندهای اجتماعی–رفتاری شکلگیری اعتماد، پذیرش و مقاومت کاربران انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انعکاسی انجام شد. مشارکتکنندگان 26 نفر از ساکنان شهر تهران بودند که طی شش ماه گذشته حداقل سه بار از چتباتها یا سامانههای هوش مصنوعی مولد برای جستوجوی اطلاعات، دریافت حمایت هیجانی یا تصمیمگیری درباره مراجعه به متخصص سلامت روان استفاده کرده بودند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و با بیشینهسازی تنوع در جنسیت، سن، تحصیلات و تجربه استفاده انجام شد. دادهها صرفاً از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته فردی گردآوری شدند. مصاحبهها پس از کسب رضایت آگاهانه ضبط، بهصورت کلمهبهکلمه پیاده و در نرمافزار NVivo 14 سازماندهی و تحلیل شدند. اشباع نظری در مصاحبه بیستوسوم حاصل شد و سه مصاحبه تکمیلی برای اطمینان از کفایت دادهها انجام گرفت. تحلیل دادهها به استخراج چهار مقوله اصلی منجر شد: «دسترسی کماصطکاک و کاهش آستانه کمکخواهی»، «اعتماد مشروط و ارزیابیگرانه»، «پذیرش ابزاری و ترجیح الگوی ترکیبی انسان–هوش مصنوعی» و «مقاومت اجتماعی–هیجانی و دفاع از یگانگی رابطه انسانی». مشارکتکنندگان، دسترسی شبانهروزی، ناشناسماندن، هزینه پایین، امکان بیان موضوعات شرمآور و دریافت پاسخ فوری را از عوامل تسهیلکننده جستوجوی کمک دانستند. بااینحال، اعتماد آنان پایدار و مطلق نبود و براساس دقت پاسخ، شفافیت، همخوانی فرهنگی، حفظ حریم خصوصی و امکان ارجاع به متخصص تغییر میکرد. بیشتر کاربران هوش مصنوعی را برای آموزش روانشناختی، نامگذاری هیجانها، آمادهشدن برای مراجعه حرفهای و دریافت حمایت اولیه پذیرفتند، اما با جایگزینی کامل درمانگر مخالفت داشتند. هوش مصنوعی مسیر کمکخواهی روانشناختی را از یک تصمیم دوگانه میان مراجعه یا عدم مراجعه، به فرایندی تدریجی، آزمایشی و چندمنبعی تبدیل کرده است. پذیرش کاربران نه حاصل اعتماد کامل، بلکه نتیجه موازنه مستمر میان سهولت، سودمندی، آسیبپذیری ادراکشده و نیاز به ارتباط انسانی است. بنابراین، کاربرد مسئولانه هوش مصنوعی در سلامت روان مستلزم شفافیت، حفاظت از دادهها، حساسیت فرهنگی، نظارت متخصص و طراحی مسیرهای روشن ارجاع به خدمات انسانی است.